داستانهای کوتاه

متن مرتبط با «الاغ» در سایت داستانهای کوتاه نوشته شده است

الاغ پدر

  • نیلوبلاگ

    محمود بیضاوی میگوید که با پدر خداحافظی گرمی کردم و برای کار به دیار غربت رفتم و قرار شد بعد از دو سال برگردمکم کم به وقت بازگشتم نزدیک میشد که یکی از دوستانم خبری از پدر و مادر برایم آورد که چند روز پیش دزدی الاغ پدرم را دزدیده و پدر نگران حال الاغ بودهاز قضا دزد برای خرید میوه و سبزیجات به بازار رفته و بار سنگینی بر روی الاغ میگذارد و خودش در شلوغی بازار مشغول بقیه خرید میشوداما خر که راه منزل پدر را میدانسته به جلو درب منزل آمده و با مشکل وارد خانه میشودپدرم نیز مادرم را صدا میزند که بیا و ببین پسرت دو ساله رفته چیزی برای ما نفرستاده ، اما الاغ دو روز رفته و با دست پر برگشته ! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مالیات بر الاغها

  • نیلوبلاگ

    میگویند شاه عباس خواست به فردی بخشش کند، گفت :  از من چیزی بخواه. آن مرد هم که بهفکر نوعی درآمد پایدار بود، گفت: حکمی به من بده که هر کس یک الاغ دارد، یک درهم و اگر الاغ ماده بود، دو درهم به من بدهد. شاه عباس گفت: درآمد زیادی عایدت نمیشود. گفت: در حکم اضافه کن که صاحب الاغ اگر دو زن دارد، یک درهم اضافه بدهد و اگر لنگ بود، هم یک درهم.شاه عباس پرسید: درباره صاحب الاغ مطلب دیگری نداری؟ مرد که قبلا درباره آن فکر نکرده بود، گفت: اضافه کن که اگر فرضا" اسم او ابوالقاسم بود، یک درهم و اگر فی المثل یک چشمش هم کور بود، یک درهم دیگر بدهد.مرد حکم را گرفت و برای دشت به خیابان چهارباغ رفت.نخستین کسی که سوار الاغ از آنجا عبور کرد را گرفت که یک درهم بر حسب حکم شاه به من بده.مرد به ا...

    ادامه مطلب
  • عشق آهو و الاغ

  • نیلوبلاگ

    آهو خیلی خوشگل بود, یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون! دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟آهو گفت: من عاشق شدم, عاشق یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش, اسمش جناب الاغه...پری آرزوی آهو رو برآورده ...

    ادامه مطلب