
Short story معلمی از دانشآموزانش خواست تا در مورد زندگی و مرگ انشا بنویسندآنچه در ادامه آمده انشای یکی از دانشآموزان هست و طوری معلم را تحت تاثیر قرار داد که برای او آرزوی مرگ کرد!به نام خدا. انشایم را با نام زندگی آغاز میکنم.آقا به نظر من زندگی، بدون مرگ معنا و مفهومی ندارد!ما از صبح که بیدار میشویم عزرائیل یار جدا نشدنی ماست. مثلا همین جمعهای که گذشت، قرار بود خاله پری به ما سر بزند.خواب بودم که مادرم داد زد "الهی خدا مرگت بده! پا نمیشی از این وسط!...
ادامه مطلب